در حریم دید تو ، دیده اگر نمی شدم / شاه و رگم جدا ز هم ، شد ز لیاقت خودم / تیغ غمت بریده سر اگر ، بدان / من از نگاه گرم تو ، لحظه به لحظه وا شدم .
تا دلم گرفت بغض اومد سراغم تا آروم کنه منو وقتی نتونست اشک اومد وقتی نتونست دیگه تر کم کرد اشک چشمم تا وقتی ناله های من ه گوش خدا رسید ولی نمیدونم چرا جوابی از سمتش برام نمیاد یعنی داره امتحانم می کنه ؟ بغ و اشک و غصه همیشه همدم تنهاییم شدن بغض تنهایی کسی بود که وقتی فهمید دلم گرفته ترکم نکرد خیلی هم دوستش دارم اون کسی هست که با من همیشه می مونه و موقع دردام ترکم نمی کنه میروم با چشم گریان تا بدانی قدر من را میروم تا تو بدانی قدر قلب عاشقم را میروم اما نگویی که فلانی بی وفا بود میروم با دست خالی من از این دنیای فانی هست در یادتو روزی خسته بودم از زمانه نقش کن بر روی قبرم گر نبودم غصه هایم تا بدانند کنج خلوت این دل چه ها بود وگذشت گر نبودم و تو این بیت ز من را خواندی نقش کن گوشه ی قلبت مثل من خاطره ها را غصه ی دنیا رو نخور دنیا وفا نداره براش فرقی نداره تو گریه کنی دوباره شکستنت برای اون اخه چه فرقی داره نداشتی تو این آسمون حتی یک ستاره تو خون شدی برای چی دل خسته و زارم تو بشکنی فردا کی هست بیاد سر مزارم دلم نخور غصه گلم دنیا وفا نداره تا ببینه دنبالشی میره تنهات میزاره
قلب .......ق......قدرتش ل.......لمس.......ب......بدنت است
پس قلب قدرتش لمس بدنت است براستی اگر کسی از ته
قلب به آدمی محبت کند انگار بدنت را لمس نمود نویسنده ف. فتحی ميگن ما تو دنيا مسافريم خدايا مگه من چكار كردم كه بايد زوري تو زندان مسافر باشم؟ آدم ميره مسافرت تا بار رو دوشش كم تر شه پس چرا هي بايد بمونم تا بار گناهم هي زيادتر شه؟ من ميخوام از مسافرت برگردم خستم از اين شهر چكار كنم كه بشه برگردم با كدوم وسيله بايد برگردم؟ من مسافرم بله مقصدم با بقيه فرق داره مسافر شهر غم و غصه شدم خدايا كي ميشه از اين شهر برم؟ تا حالا شده هيچ همدمي نداشته باشيد دردتو فقط بتوني به ديوار اتاقت بگي؟؟؟ تا حالا شده بغضت بگيره هي بخواي بشكنيش غرورت لج كنه؟؟؟ شده دلت بشكنه يكي نگه چرا دلت شكسته؟؟؟ من همدمي نداشتم و خواستم با ديوار حرف بزنم حوصلمو نداشت بغضم شكست و غرور باهام لج نكرد جنگيد دلم سوخت و خاكستر شد و كسي نگفت چرا ؟ تموم سهمم از دنيا يه بغضه شبونه ميشكنه از درد و غصه چه جنگي داري اي زمونه با من تو كه شكستي ديگه. چي ميخواي از دل من اين شعرم تقديم به همه ي دوستاي گلم البته هرگز كپي نكيد یا از دلی که سوتو کور است؟ از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان؟ از خاطراتی که با تو در باران خیس شد؟ یا از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد؟ از چه بنویسم ؟؟ از نامه هایی که هیچوقت بسویت نفرستادم ؟ یا از ترانه هایی که هرگز برایت نخواندم؟ از چتری که هرگز زیر آن نایستادیم؟ یا از بدرودی که هرگز بر زبان نیاوردیم؟ من عاشق بیابانی هستم که هرگز قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم… من دل بسته درختی هستم که فرصت نشد اسممان را رویش حک کنیم….. من منتظر پنجرهایی هستم که عطر تو را دوباره به من نشان دهد…. وقتی از دستت دادم خیلی ناراحت بو دم ولی یهو کسایی خودشون رو بهم نشون دادن
درگیر رویای توام . منو دوباره خواب کن
دنیا اگه تنهام گذاشت . تو منو انتخاب کن
باور نمی کنم ولی . انگار غرور من شکست
اگه دلت میخواد بری . اصرار من بی فایدست
خواستم بهت چیزی نگم . تا با چشام خواهش کنم
بستم به روت درارو . تا احساس آرامش کنم
دلت از آرزوی من . انگار که بی خبر نبود
حتی تو تصمیمای من . چشمات بی اثر نبود
از چه بنویسم؟؟
از آسمانی که همیشه در حال عبور است؟
یا از دلی که سوتو کور است؟
از چه بنویسم؟؟
از آسمانی که همیشه در حال عبور است؟
Power By:
LoxBlog.Com |